بررسی تطبیقی تجربه زیسته مراجعان از رواندرمانی حضوری، مجازی، و ترکیبی: مطالعهای پدیدارشناسانه.
دوره 16، شماره 60، پاییز 1404، صفحه 69-88
https://doi.org/10.22054/jcps.2026.91162.3319
موسی چوپانی، ابراهیم نعیمی، اکبر ابراهیمی اورنگ، حسین واحدی
چکیده هدف: با گسترش فناوریهای ارتباطی، ارائه خدمات رواندرمانی در بسترهای حضوری، مجازی و ترکیبی افزایش یافته و هر یک میتواند تجربه متفاوتی برای مراجعان ایجاد کند. هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی تجربه زیسته مراجعان از رواندرمانی در این سه بستر با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی بود.
روش پژوهش: پژوهش حاضر با روش پدیدارشناسی توصیفی و در سال ۱۴۰۴ در شهر تبریز انجام شد. نمونه پژوهش شامل ۳۵ نفر از مراجعان رواندرمانی بود که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و در سه گروه حضوری (۱۱ نفر)، مجازی (۹ نفر) و ترکیبی (۱۵ نفر) قرار گرفتند. مشارکتکنندگان پیش از ورود به پژوهش، خدمات رواندرمانی را در یکی از این سه بستر از متخصصان حوزه مشاوره و روانشناسی با حداقل مدرک دکتری دریافت کرده بودند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و با استفاده از روش تحلیل کلایزی (1978) تحلیل شدند.
یافتهها: تحلیل دادهها به استخراج شش مضمون: کیفیت رابطه درمانی، تجربه هیجانی مراجع، عوامل عملی و محیطی، ادراک اثربخشی فرآیند رواندرمانی، ادراک نقش مشاور و فرآیند درمان و ادراک مراجع از خود و تغییرات شخصی انجامید. روان درمانی حضوری با شکلگیری رابطهای عمیقتر و احساس حضور و همدلی بیشتر همراه بود. روان درمانی مجازی سهولت دسترسی و احساس آزادی بیشتر در بیان را فراهم میکرد، اما با محدودیتهای فنی و کاهش نشانههای غیرکلامی مواجه بود. رواندرمانی ترکیبی تجربهای انعطافپذیرتر و متوازنتر ایجاد کرد و به تداوم و پایداری فرآیند روان درمانی کمک نمود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که هر بستر روان درمانی دارای ظرفیتها و محدودیتهای خاص خود است، اما رواندرمانی ترکیبی میتواند بهعنوان رویکردی کارآمد در پاسخ به نیازهای متنوع مراجعان و ارتقای اثربخشی خدمات درمانی مورد توجه قرار گیرد.
بررسی کیفی عوامل فردی- زوجی بر ایجاد و تداوم تعارض کار-خانواده در زنان متأهل پرستار
دوره 12، شماره 42، بهار 1400، صفحه 77-115
https://doi.org/10.22054/jcps.2021.51159.2319
مصطفی قلاوند، عبدالله شفیع آبادی، ابراهیم نعیمی
چکیده این پژوهش با هدف بررسی کیفی عوامل فردی- زوجیت بر ایجاد و تداوم تعارض کار-خانواده در زنان متأهل پرستار انجام شد. جامعه آماری این پژوهش کلیه زنان متأهل پرستار دارای تعارض کار-خانواده شاغل در بیمارستان فوق تخصصی تریتا درسال 97 بود که از میان آن ها تعداد 16 نفر را که در پرسشنامه کارلسون نمره بالاتری از خط تمیز را کسب کرده اند به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و با آن ها مصاحبه های عمیق صورت گرفت و تحلیل داده ها با رویکرد کیفی و بر اساس روش داده بنیاد انجام شد. یافته های حاصل از این پژوهش در مورد عوامل فردی، ایجادکننده تعارض کار-خانواده در زنان متأهل پرستار این بود که کاهش سطح سلامت جسمانی و روانشناختی، مسئولیتپذیری کاری، تنیدگی ناشی از انتظارات نقشها و کاهش منابع انگیزشی که وقوع تعارض را تشدید می کند و باعث کاهش بهزیستی روانشناختی و جسمانی فرد میشود. همچنین در مورد عوامل زوجیت، ایجادکننده تعارض کار-خانواده در زنان متأهل پرستار یافته ها به این صورت بود که خستگی عاطفی، تداخل وظیفه کاری با خانهداری و نوع نگاه به حرفه پرستاری بر تعارض کار- خانواده موجب تداخل نقشهای کاری با نقشهای خانواده و کاهش کیفیت زناشویی شده است.یافته های این پژوهش در مورد عوامل فردی، تداومدهندهی تعارض کار-خانواده در زنان متأهل پرستار نشان داد که متغیرهای فردی و روانشناختی خود را بهصورت فقدان / ضعف در مدیریت امور، نداشتن مهارت ابراز وجود، تعارض ناشی از فشارو نداشتن علاقه به محیط کاری نشان میدهد که این عوامل عملکرد فرد را در سازمان و خانواده کاهش داده و در نهایت باعث کاهش یافتن اشتیاق و رغبت کاری می شود.
اثربخشی برنامه مداخلهای بازیهای شناختی – رفتاری بر مهارتهای اجتماعی و هیجانی کودکان مبتلابه اختلال اتیسم با عملکرد بالا
دوره 9، شماره 31، تابستان 1397، صفحه 157-176
https://doi.org/10.22054/jcps.2018.8798
مهسا بهمنی، ابراهیم نعیمی، سعید رضایی
چکیده پژوهش حاضر باهدف تعیین میزان اثربخشی برنامه مداخلهای بازیهای شناختی رفتاری بر مهارتهای اجتماعی و هیجانی کودکان مبتلابه اختلال اتیسم با عملکرد بالا در شهر تهران برگزار شد. روش پژوهش به لحاظ گردآوری دادهها از نوع از نیمه آزمایشی با پیشآزمون، پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه کودکان مبتلابه اختلال اتیسم با عملکرد بالا در سال ۹۷-۹۶ در شهر تهران بود. تعداد 10 پسر 5 تا 15 سال با اختلال اتیسم عملکرد بالابودند که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جاگذاری شدند. از نیمرخ مهارتهای اجتماعی اتیسم (بلینی، نقل از رضایی، ۱۳۹۱) و چکلیست هیجانی (خودساخته) برای گردآوری دادهها استفاده شد. برنامه مداخلهای بازیهای شناختی رفتاری در 10 جلسه ۶۰ دقیقهای برای گروه آزمایش اجرا شد. نتایج پژوهش نشان داد که برنامه مداخلهای بازیهای شناختی رفتاری بهطور معناداری (P<0/05)، موجب بهبود مهارتهای اجتماعی و هیجانی شد. با توجه به اثربخشی برنامه مداخلهای بازیهای شناختی رفتاری پیشنهاد میشود که این برنامه بهطور مستمر در برنامه آموزشی و توانبخشی مراکز آموزشی و توانبخشی مورداستفاده قرار گیرد.
بررسی تأثیر مشاوره مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر انطباقپذیری مسیر شغلی دانشجویان
دوره 8، شماره 27، تابستان 1396، صفحه 159-178
https://doi.org/10.22054/jcps.2017.7912
ابراهیم نعیمی، زهرا مظاهری
چکیده هدف پژوهش حاضر تعیین میزان تأثیر مشاوره مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انطباقپذیری دانشجویان بود. روش پژوهش شبه آزمایشی، با طرح پیشآزمون- پسآزمون- پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه اصفهان بود که 40 نفر به شیوهی نمونهگیری داوطلبانه انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 20 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش در 8 جلسه، بهصورت هفتگی شرکت کردند. دادهها با استفاده از پرسشنامه انطباقپذیری مسیر شغلی ( (CAASگردآوری و از طریق تحلیل واریانس با اندازههای تکراری مورد تحلیل قرار گرفتند. یافتهها تفاوت معناداری بین دو گروه در انطباقپذیری مسیر شغلی و خرده مقیاسهای آن درزمینهی دغدغه، کنجکاوی، کنترل و اعتماد در مرحله پسآزمون نشان داد. همچنین نتایج آزمون پیگیری حاکی از پایداری اثر مداخله مشاوره مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افزایش انطباقپذیری و خرده مقیاسهای آن بود. در نهایت از مشاورهی مبتنی بر پذیرش و تعهد میتوان بهعنوان یک روش مؤثر در افزایش انطباقپذیری استفاده کرد.
ارائه مدل ساختاری خود- دلسوزی و بهزیستی روانشناختی با میانجی عزتنفس و تصویر بدنی در دانشجویان دختر دانشگاه شیراز
دوره 7، شماره 24، پاییز 1395، صفحه 115-133
https://doi.org/10.22054/jcps.2016.6526
کامران شیوندی، ابراهیم نعیمی، محمدرضا فرشاد
چکیده ارتقاء بهزیستی روانشناختی افراد جامعه، از اهداف مهم هر کشور است. پژوهش حاضر باهدف تدوین مدل ساختاری خود- دلسوزی و بهزیستی روانشناختی با میانجی عزتنفس و تصویر بدنی در دانشجویان دختر دانشگاه شیراز انجام شد. جامعهی پژوهش حاضر دانشجویان دختر دانشگاه شیراز بودند، به این منظور 280 دانشجو با روش نمونهگیری خوشهای یک مرحلهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از مقیاسهای تصویر بدنی، بهزیستی روانشناختی، خود دلسوزی، عزتنفس استفاده شد. دادههای پژوهش با استفاده از روش تحلیل مسیر نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخورداراست. بر اساس نتایج مدل ساختاری، خود دلسوزی پیشبینی کنندهی تصویر بدنی و عزتنفس، تصویر بدنی پیشبینی کنندهی بهزیستی روانشناختی و همچنین عزتنفس پیشبینی کنندهی تصویر بدنی است. تأثیرات غیرمستقیم شامل تأثیر خود دلسوزی بر عزتنفس، تصویر بدنی و خود دلسوزی بر تصویر بدنی و بهزیستی روانشناختی میباشد. لذا پژوهش حاضر اهمیت عزتنفس، تصویر بدنی و خود- دلسوزی را در بهزیستی روانشناختی نشان میدهد.
تحلیل کانونی رابطه بین جهتگیری مذهبی و باورهای غیرمنطقی در سالمندان
دوره 7، شماره 23، تابستان 1395، صفحه 179-199
https://doi.org/10.22054/jcps.2016.4564
ابراهیم نعیمی، زینب کاظمی، کبری دهقان
چکیده سالمندی دوران حساسی از زندگی بشر است. با در نظر داشتن نیازهای خاص این دوران، توجه به جهتگیری مذهبی و باورهای غیرمنطقی در سالمندان امر بسیار مهمی است. با توجه به اهمیت این سازه در حفظ و ارتقای بهداشت افراد، پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط جهتگیری مذهبی با باورهای غیرمنطقی در سالمندان ساکن آسایشگاه کهریزک انجام گرفت. تمامی سالمندان ساکن آسایشگاه کهریزک در سال 93 جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند. تعداد 100 نفر از این جامعه به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و به صورت انفرادی به پرسشنامه 21 سوالی جهتگیری مذهبی آلپورت و پرسشنامه 40 سوالی باورهای غیرمنطقی جونز پاسخ دادند. دادههای جمع آوری شده نیز با استفاده از آزمونهای همبستگی پیرسون و رگرسیون تحلیل شد. تحلیل کانونی نتایج نشان داد که در بین متغیرهای باورغیرمنطقی جهتگیری مذهبی بیرونی، متغیر درماندگی در برابر تغییر (26/0-=r؛ 05/0p<) و متغیر بی مسئولیتی هیجانی (33/0-=r؛ 05/0p<) رابطه مثبت معنی دار دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که جهتگیری مذهبی بیرونی 62/0 باورهای غیر منطقی را تبیین میکنند. هم چنین بین متغیرهای باورغیرمنطقی جهتگیری مذهبی درونی، متغیر درماندگی در برابر تغییر (68/0-=r؛ 001/0p <) ، متغیر توقع تأیید دیگران (40/0-=r؛ 001/0p<)، متعیر اجتناب از مشکل (56/0-=r؛ 00/0p<) متغیر بی مسئولیتی هیجانی (57/0-=r؛ 001/0p<) رابطه منفی معنی دار دارد. هم چتین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که جهتگیری مذهبی درونی 42/0 باورهای غیر منطقی را تبیین میکنند.
