دوره و شماره: دوره 4، شماره 13، زمستان 1392، صفحه 1-170 
مقاله پژوهشی

بررسی تأثیر عوامل شناختی بر درمان بیماری «دیابت نوع دو» در یزد

صفحه 1-22

اکبر زارع شاه آبادی، فاطمه ابراهیمی صدرآبادی

چکیده مقدمه: بیماری دیابت از شایعترین بیماری­های مربوط به سوخت­وساز بدن است که منجر به عوارض ناتوان کننده می­شود. کنترل این بیماری نیازمند تغییر سبک زندگی می­باشد. آمارها نشان می‌دهد، میزان ابتلا به دیابت در استان یزد دو برابر میانگین کشوری است. بنابراین دیابت در یزد به دلیل بالا بودن میزان شیوع، یک مشکل جدی برای سلامت مردم این استان محسوب می­گردد که نیازمند بررسی همه جانبه می­باشد. هدف از این تحقیق بررسی تأثیر عوامل شناختی بر برنامه­های کنترلی و درمانی دیابت نوع دو در شهر یزد است.
روش مطالعه: مطالعه از نوع توصیفی، تبیینی و از نظر زمانی مقطعی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل 4990 نفر از بیماران مبتلا به دیابت تحت پوشش مرکز دیابت یزد می­باشند. از بین این تعداد 256 نفر با استفاده از فرمول کوکران و به روش تصادفی ساده انتخاب  و با آنها مصاحبۀ سازمان­یافته انجام شد.
نتیجه گیری: میانگین میزان قند خون در بین پاسخگویان 75/219 و میانگین طول مدت ابتلا به دیابت در بین پاسخگویان، 1/10 سال بوده است. بین میزان پیروی از فعالیتهای خودمراقبتی و شدت درک شده، خودکارآمدی، انتظارات پی آمدی و مدت ابتلا به دیابت همبستگی مثبت و معنادار و بین میزان پیروی از فعالیتهای خودمراقبتی و میزان قند خون همبستگی منفی و معناداری مشاهده شد. دو متغیر: مدت ابتلا به بیماری و خودکارآمدی در مدل رگرسیونی وارد شده­اند که حدود 27 درصد واریانس متغیر وابسته را تبیین می­کنند. براساس این مدل میزان پیروی از برنامه های درمانی بیش از همه متأثر از خودکارآمدی فرد بیمار می­باشد

مقاله پژوهشی

اثر بخشی درمان شناختی مبتنی بر حضور ذهن بر روی نشانه‌های افسردگی و اندیشناکی در افراد با سابقه یک دوره افسردگی اساسی: طرح تک موردی

صفحه 23-42

حمید خانی‌پور، احمد برجعلی، پروانه محمدخانی، فرامرز سهرابی

چکیده هدف: هدف این پژوهش بررسی اثر بخشی درمان شناختی مبتنی بر حضور ذهن بر روی نشانه­های افسردگی و اندیشناکی در افراد با سابقه یک دوره پیشین افسردگی اساسی بود.
روش: MBCT برای 4 بیمار مبتلا به اختلال افسردگی  اساسی در قالب یک طرح مطالعه تک موردی با خطوط پایه چند گانه به مدت 8 جلسه 1 ساعتی با دوره پی گیری 1 ماهه اجرا شد. برای ارزیابی تغییرات از پرسشنامه افسردگی، سیاهه افسردگی بک و مقیاس پاسخ به شیوه اندیشناکی استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که درصد بهبودی بالینی برای نشانه­های افسردگی و اندیشناکی برای کل شرکت کننده ها 78%  و47% می باشد. این نتایج برای سه بیمار از لحاظ بالینی معنادار به دست آمد.
نتیجه گیری: به نظر می­رسد که MBCT در قالب جلسات انفرادی درمان موثری در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی می‌باشد.

مقاله پژوهشی

اثر بخشی شیوه درمانی واقعیت‌مجازی بر کاهش هراس از پرواز در افراد مبتلا به هراس از پرواز

صفحه 43-62

پروین اسلامی، غلامرضا منشئ، زهرا حاج‌ابراهیمی

چکیده ترس از پرواز یک ترس رایج، ناتوان‌کننده و از نوع موقعیتی شناخته‌شده‌است که میلیون‌ها نفر را در جهان تحت ‌تاثیر قرار داده ‌است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر‌بخشی شیوه درمانی واقعیت‌مجازی بر کاهش هراس از پرواز در افراد مبتلا به هراس از پرواز بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را 40 فرد مبتلا به هراس از پرواز مراجعه‌کننده از مراکزمشاوره و فرودگاه‌های شهر تهران به پژوهشکده سامانه‌های فضانوردی تهران تشکیل می‌دادند که از بین آنها 20 نفر که ملاک‌های لازم را داشتند به‌طور تصادفی به دو گروه آزمایش (9 زن و یک مرد) و شاهد (10 زن)  تقسیم شدند. گروه آزمایش در 10 جلسه 20 دقیقه‌ای در طول 5 هفته بطور انفرادی تحت درمان  قرارگرفتند و پرسشنامه هراس از پرواز در قبل و بعد از مداخله روی دو گروه اجرا شد. داده‌ها با استفاده از تحلیل کواریانس و تحلیل واریانس دو راهه تحلیل شدند. نتایج نشان دادکه شیوه درمانی واقعیت‌مجازی بر کاهش هراس از پرواز تاثیر معنا‌داری داشته‌است. یافته‌های مربوط به پیگیری دو ماهه حاکی از استمرار آن پس از گذشت 2 ماه بود (05/0 >P ). بنابراین واقعیت‌مجازی در درمان کاهش هراس از پرواز موثر بود و تاثیر سودمند، پایا و موثری در زمان کوتاه بر درمان هراس از پرواز داشت و می‌تواند به عنوان یک شیوه درمانی جدید توسعه یابد.

مقاله پژوهشی

مقایسه اثر بخشی درمانگری شناختی- رفتاری و درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر

صفحه 63-88

سعیده زمردی، سید کاظم رسول زاده طباطبایی

چکیده پژوهش حاضر به منظور مقایسه اثر بخشی دو روش درمانگری شناختی- رفتاری و درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهبود کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر(IBS) صورت گرفت.
روش پژوهش حاضر از نوع طرح های شبه آزمایشی به صورت سه گروهی ، با پیش آزمون و آزمون نهایی همراه با روش های درمانی با گروه گواه است. با توجه به ماهیت پژوهش که جز طرح های آزمایشی محسوب می شود وهمچنین با توجه به رعایت افت آزمودنی تعداد 36 نفر (12 نفر در هر گروه) بیمار مبتلا بهIBS  بر اساس معیارهای رم (ROMEIII)، 20 مرد و 16زن با میانگین سنی 32 سال به صورت در دسترس انتخاب و با توجه به شرایط ورود به طور تصادفی در گروه های درمانی  و کنترل جایگزین شدند. در نظر گرفته شده است در هر سه گروه مقیاس  پرسشنامه IBS-QOL34 به عنوان پیش آزمون اجرا گردید. سپس دو  گروه درمانی هر کدام  تحت درمانگری  شناختی- رفتاری (CBT) و درمانگریمبتنی بر ذهن آگاهی (MFT) قرار گرفته ولی گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند،در پایان مقیاس فوق به عنوان پس آزمون در هر سه  گروه اجرا شد.سپس بعد از پیگیری دو ماهه مجددا هر سه گروه مورد ارزیابی مجدد با پرسشنامه IBS-QOL34 قرار گرفتند. نتایج سه گروه در سه مرحله با استفاده از آزمونهای آماری مربوط مورد بررسی قرار گرفتند.نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که اختلاف بین روشهای درمانی پس از کنترل و حذف اثر پیش آزمون، معنادار بود (05/0p< ). همچنین نتایج آزمون پس تبعی LSD نیز نشان دهنده اختلاف معنادار روش درمان مبتنی بر ذهن آگاهی در مقایسه با درمان شناختی رفتاری در بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر بود (05/0 p<). با توجه به نتایج به دست آمده ،می توان نتیجه گرفت که روشهای نوین روان درمانی در بهبود کیفیت زندگی سندرم روده تحریک پذیر بایستی مدنظر درمانگران قرار گیرد ،چرا که استفاده از روشهای قدیمی همیشه سودبخش نیست و حتی ممکن است اثربخش نیز نباشد.

مقاله پژوهشی

فراتحلیل اثربخشی مداخلات روانشناختی بر سلامت روانی خانوادۀ کودکان با نقص ذهنی (1390-1391)

صفحه 89-106

سالار فرامرزی، ولی الله کرمی منش، مرتضی محمودی

چکیده نقص ذهنی فرزند به عنوان منبع فشار روانی، سلامت روان خانواده را به خطر می‌اندازد و در جنبه‌های مختلف زندگی تأثیر خود را بروز می‌دهد. روش­های متنوعی برای کمک به این خانوادها پیشنهاد شده است که در این میان روش­های روانشناختی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این پژوهش نیز فراتحلیل بررسی اثر بخشی مداخلات روانشناختی بر سلامت روان خانواده کودکان با نقص ذهنی است.
روش: در این مقاله از روش فراتحلیل استفاده شده است. از بررسی 25 مقاله و تحقیق 11 تا به صورت گزینشی انتخاب شده که در آن حجم نمونه 712 نفر بوده است.
یافته­ها: نتایج نشان داد که اندازه اثر به دست آمده 25/0 می‌باشد و مطابق جدول کوهن در سطح متوسط به پایین ارزیابی می‌شود.
نتیجه:بنابراین می‌توان نتیجه­گیری کرد که مداخلات روانشناختی بر سلامت روان خانواده کودکان با نقص ذهنی تأثیر دارد و از این روش می‌توان به عنوان یک روش مداخله­ای در راستای کمک به سلامت و بهداشت روانی خانواده آنها استفاده نمود. اما در کنار آن می­بایست مداخلات حمایتی را نیز مورد استفاده قرار داد. 

مقاله پژوهشی

بررسی کیفی وضعیت عاطفی و خانوادگی مصدومین بمباران شیمیایی سردشت

صفحه 107-120

بختیار ملک یاری، نادر کریمیان، کیومرث فرحبخش، معصومه اسمعیلی

چکیده هدف: پژوهش حاضر، به منظور بررسی کیفی وضعیت عاطفی و خانوادگی مصدومین بمباران شیمیایی سردشت انجام گرفته است.
روش: پژوهش حاضر یک تحقیق کیفی (از نوع تفسیری) می باشد و جامعه آماری آن کلیه مصدومین بمباران شیمیایی سردشت بودند. نمونه شامل 15 مرد و 15 زن بودند که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای بررسی وضعیت عاطفی و خانوادگی مصدومین بمباران شیمیایی سردشت از افراد نمونه مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مقوله بندی و دسته بندی داده ها استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد که شکایت هایی شامل؛ ناتوانی در ارتباط برقرار کردن با دیگران، ناتوانی در ابراز احساسات، تغییرات خلقی، احساس حقارت، زودرنجی، کابوس های وحشتناک، وابستگی عاطفی، عدم روابط صمیمانه در میان اعضای خانواده، وجود مشاجرات خانوادگی، نارضایتی از روابط زناشویی، عدم رضایت از نقش والدینی، و ارتباط ناسالم با فرزندان در طیف وسیعی از مصدومین مشاهده می شود.
نتیجه گیری: بمباران شیمیایی به طور گسترده باعث بوجود آمدن مشکلات زیادی در وضعیت عاطفی و خانوادگی مصدومین شده است و این افراد نیازمند مداخلات حمایتی از سوی مردم و نهادهای دولت هستند.  

مقاله پژوهشی

اثر بخشی درمان ترکیبی شناختی- رفتاری و کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی در درمان یک مورد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر

صفحه 121-147

روشنک خدابخش پیر کلانی، هانیه رحیم جارونی

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی درمان ترکیبی شناختی- رفتاری و کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی در کاهش اضطراب، کاهش افکار خودآیند و بهبود سلامت عمومی یک مورد خاص اختلال اضطراب فراگیر می باشد.
روش: در یک بررسی تک آزمودنی از نوع طرح A-B، اثر ترکیبی تکنیک های شناختی- رفتاری و کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر یک مورد اختلال اضطراب فراگیر بررسی شد. آزمودنی در مرحله A (خط پایه) و مرحله  B(جلسه آخر درمان)، مقیاس اضطراب بک (DAI)، مقیاس درجه بندی اضطراب همیلتون (HARS)، پرسش نامه افکار خودآیند (ATQ) و پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-28) را تکمیل کرد. داده ها به کمک رسم نمودار و محاسبه درصد بهبودی ارائه گردیدند.
یافته ها: در مقیاس اضطراب بک، نمره آزمودنی از 45 در مرحله خط پایه به 30 در جلسه پنجم، 16 در جلسه دهم و 10 در جلسه آخر تقلیل یافت.در مقیاس درجه بندی اضطراب همیلتون، پرسش نامه افکار خودآیند و پرسشنامه سلامت عمومی نیز کاهش معناداری ملاحظه شد.
نتیجه گیری: درمان ترکیبی شناختی- رفتاری و کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی در درمان اختلال اضطراب فراگیر موثر می باشد.