دوره و شماره: دوره 4، شماره 12، پاییز 1392، صفحه 1-197 
مقاله پژوهشی

کشف جهان اجتماعی بیماری روانی، بازنگری در ماهیت بیماری روانی و تاکید بر ساخت زبانی آن

صفحه 1-20

حسین اسکندری

چکیده زمینه: روان شناسی فرهنگی حوزه جدیدی است شامل نسخه‌ی جهان شمول بین- فرهنگی که از گفتمان خاص تاریخی و فرهنگی مشتق شده است. آسیب شناسی روانی فرهنگی از زمان بازنگری مهم کلاینمن (1988)، با هدف به روز کردن بازنگری‌های گذشته، ارزیابی مفهوم سازی‌ها و روش‌های جاری و تشخیص گرایش‌های شاخص، پیشرفت‌های مفهومی به ویژه تحولاتی در تعریف فرهنگ و بررسی هم جریان‌های خاص و هم جریان‌های عام فرهنگ، سهم فرهنگ در تشخیص برایDSM-V و گزارش سازمان جهانی بهداشت روانی، مورد بررسی مجدد و مقایسه قرار گرفته و به مواردی از بیماری‌ها از جمله افسردگی و اسکیزوفرنی اشاره شده است.
هدف: هدف از پژوهش حاضر بیان این مطلب است که بیماری روانی ساخت زبانی دارد و آن را به منزله موضوع و مساله فرهنگی مورد بررسی قرار داده است.
روش: روش پژوهش تحلیل گفتمان است. تحلیل گفتمان به منزله روش پژوهش کیفی، زبان و سخن را مورد واکاوی قرار می‌دهد. واحد تحلیل گفتمان روایت است. روایت متنی است فرهنگی، نظریه‌ای علمی یا کنشی اجتماعی. در تحلیل گفتمان با تحلیل زبان و سخن و تفسیر دیدگاه‌ها و نظریه‌ها، پژوهشگر تلاش می‌کند روایت زیر ساخت آنها را مورد بازشناسی قرار دهد. تحلیلگر با بررسی و تحلیل الگوهای گفتمانی، الگوهایی که به هنگام به کارگیری منابع گفتمانی خلق می‌شوند، در صدد آن است تا منابع تشابه و تفاوت را بازشناسی کند.
نتایج: در سال‌های اخیر پژوهش‌های آسیب شناسی روانی فرهنگی تبدیل به عاملی مهم شده است. در روان شناسی فرهنگی و آسیب شناسی روانی فرهنگی مهمترین مساله آگاه شدن از تعریف فرهنگ به عنوان گفتمان و نقش آن در تعریف و تبیین و تعیین بیماری روانی است. . تمرکز آسیب شناسی روانی فرهنگی  بر زبان و ساخت جهان اجتماعی زبان است. و در سایه نقش آفرینی زبان است که می‌توان به مفهوم یکپارچه‌ای از بیماری روانی به منزله یک ساخت اجتماعی و فرهنگی دست پیدا کرد.
بحث و نتیجه گیری: هدف غایی آسیب شناسی روانی فرهنگی کاستن از رنج و بهبود زندگی افراد است.  تعریف اصلاح شده ما از فرهنگ منجر به تحلیلی از نشانه‌ها و منابع آسیب شناسی روانی در سطوح متعدد فردی، خانوادگی، جامعه و سیستم اجتماعی گسترده‌تر شد که مورد نیاز برای این هدف می‌باشد. همچنین فرهنگ به عنوان فرایندی پویا، متغیر و گفتمانی در نظر گرفته می‌شود که زبان با نقش آفرینی در ساخت اجتماعی به آن شکل می‌دهد. 

مقاله پژوهشی

مقایسه اثربخشی برنامه یادگیری اجتماعی هیجانی و آموزش حل مسئله اجتماعی بر کاهش نشانه های اختلال نافرمانی مقابله‌ای (ارزیابی والدین)

صفحه 21-40

سمیه جمالی پاقلعه، احمد عابدی، مرضیه نظری بدیع، رضا میرزایی راد

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه اثربخشی آموزش برنامه یادگیری اجتماعی هیجانی و حل مسئله اجتماعی بر میزان نشانه های اختلال نافرمانی مقابله‌ای انجام شد. جامعه آماری، دانش‌آموزان پسر پایه سوم و چهارم ابتدایی دارای نشانه های اختلال نافرمانی مقابله‌ای شهر اصفهان در سال تحصیلی  90- 89 بودند. از بین این جامعه آماری با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله‌ای دو دبستان پسرانه به تصادف انتخاب شد و از بین دانش آموزان پایه سوم و چهارم 45 دانش آموز به شیوه تصادفی در سه گروه 15 نفری گمارده شدند. روش پژوهش نیمه آزمایشی بود. در این پژوهش جهت تشخیص نشانه های اختلال مقیاس درجه بندی اختلال نافرمانی مقابله‌ای فرم والدین و مصاحبه بالینی مورد استفاده قرار گرفت. سپس دو رویکرد آموزشی، در دو گروه آزمایش طی7 جلسه اجرا شد. میزان نشانه های اختلال نافرمانی مقابله‌ای کودکان در سه گروه طی دو مرحله(پیش آزمون و پس آزمون) مورد سنجش قرار گرفت. داده های بدست آمده با روش آماری تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد، میانگین نمرات نشانه های نافرمانی درگروه های آموزشی کاهش معناداری نسبت به گروه کنترل داشت(001/0 P<). نتایج پژوهش نشان داد که آموزش برنامه یادگیری اجتماعی هیجانی و حل مسئله اجتماعی بر کاهش نشانه های اختلال نافرمانی مقابله‌ای موثر می باشند. لذا توجه به برنامه یادگیری اجتماعی هیجانی و حل مسئله اجتماعی به مثابه مهارتهای زیربنایی هوش هیجانی و مهارتهای زیربنایی یادگیری اجتماعی و روابط بین فردی می توانند رویکردی موثر در آموزش  اختلال نافرمانی مقابله‌ای باشند. 

مقاله پژوهشی

اثر معنویت درمانی بر افسردگی زنان سالمند ساکن آسایشگاه سالمندان

صفحه 41-63

شهناز محمدی

چکیده هدف: هدف این پژوهش بررسی تاثیر معنویت­درمانی بر افسردگی زنان سالمند ساکن در آسایشگاه سالمندان بود.
روش: این پژوهش جزء طرح­های نیمه­تجربی طبقه­بندی می­شود و به شیوه پیش­آزمون- پس­آزمون روی 34 زن سالمند مبتلا به افسردگی در خانه سالمندان کهریزک انجام شد. پس از اجرای آزمون افسردگی سالمندان GDS (1993) افرادی که نمره 15 یا بالاتر در آزمون کسب کردند به روش تصادفی ساده انتخاب و به طورتصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل جایگزین شدند. روی گروه آزمایشی 10 جلسه معنویت­درمانی صورت گرفت و سپس دوباره آزمون GDS به دو گروه داده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t استفاده شد.
یافته­ها: تجزیه و تحلیل آماری نشان داد که معنویت­درمانی باعث کاهش افسردگی در زنان سالمند در آسایشگاه شد و بین دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی­داری وجود دارد.
نتیجه­گیری: معنویت­درمانی به عنوان یک مداخله توانبخشی و غیرعضوی می­توانند سبب بهبود زنان سالمند مبتلا به افسردگی شود.

مقاله پژوهشی

همخوانی مقیاس‌های آسیب‌شناسی شخصیت (PSY-5) پرسشنامه MMPI-2-RF با صفات پیشنهادی محور دوم DSM-5

صفحه 69-82

آزاد همتی، محمود دژکام، علی دلاور، محمدکاظم عاطف وحید، احمد برجعلی، کامبیز کامکاری

چکیده این پژوهش با هدف کلی مطالعه انطباق ساختار پنج عاملی شخصیت مرضی (PSY-5) با محور دوم DSM-5 در قالب یک پژوهش پیمایشی پرسشنامه­ای انجام گرفته است. پژوهش از جمله مطالعات روش­شناسی و آزمون­سازی به حساب می­آید. در این تحقیق ابتدا حمایت تجربی داده­های ایرانی برای ساختار پنج عاملی شخصیت مرضی (PSY-5) و ساختار عاملی صفات و حیطه­های کلی شخصیت DSM-5 مطالعه شدند. سپس همخوانی بین مقیاس­های شخصیت مرضی (PSY-5) با حیطه­های پنج‌گانه محور دوم DSM-5 در یک فضای مکنون چندمتغیری با بررسی ساختار عاملی مشترک مقیاس­های PSY-5 و صفات PID-5مطالعه شده است. به منظور گردآوری اطلاعات، پرسشنامه­های MMPI-2-RF و PID-5 در اختیار نمونه­ای به حجم 793 نفر (متشکل از نمونه دانشجویی، غیردانشجویی و کلینیکی) از جامعه بالای 16 سال شهر تهران قرار گرفت که نهایتاً 452 پروتکل از موارد پاسخ داده شده جهت انجام تحلیل­های آماری معتبر تشخیص داده شدند. به تناسب سؤالات پژوهش از روش­های بسته­بندی سوالات، تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل مولفه­های اصلی با چرخش واریماکس، تحلیل عاملی مشترک، برآورد بیشینه درست­نمایی با چرخش پروماکس، تحلیل موازی هورن، تحلیل عاملی تاییدی، شاخص نیکویی برازش(GFI)، نسبت (X2 / d.f.)، شاخص نیکویی برازش اصلاح­شده(AGFI)، شاخص برازش تطبیقی(CFI)، ریشه دوم میانگین مجذورات خطای تقریب­(RMSEA) و نرم­افزارهای SPSS و AMOS استفاده شده است. یافته­ها حاکی از برازش مطلوب مدل تحلیل عاملی تاییدی هر دو مقیاس PSY-5 و PID-5 با داده­ها بوده است. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی مشترک نیز با مبانی نظری مورد انتظار انطباق نسبتاً مطلوبی داشته و نشان داده است که هر کدام از مقیاس­های PSY-5 بر روی حیطه­هایی مورد انتظار DSM-5 دارای بار عاملی معنادار بوده­اند.