دوره و شماره: دوره 2، شماره 4، پاییز 1390، صفحه 1-151 
مقاله پژوهشی

اثربخشی آموزش مهارت‌های فرزندپروری در کاهش تنیدگی مادران

صفحه 1-17

بیتا آجیل‏چی، احمد برجعلی، مسعود جان بزرگی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت‌های فرزندپروری بر کاهش تنیدگی مادران در نمونه غیربالینی انجام شد. برای دست‌یابی به این هدف 250 مادر از میان مادران کودکان مشغول به تحصیل در مقطع ابتدایی به طور تصادفی از یک مدرسه دولتی انتخاب شدند و به کلیه گویه‌های شاخص تنیدگی والدین (PSI، ابیدین، 1990) پاسخ دادند و از میان آنان 80 مادر فزون‌تنیده انتخاب شدند که از میان گروه اخیر 38 مادر به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. پس از پایان دوره آموزش به مدت 8 جلسه به طور مجدد آزمون فوق در مورد مادران در گروه آزمایش و کنترل اجرا گردید، پس از جمع‌آوری داده‌ها، تحلیل آن‏ها با استفاده از نسخه شانزدهم نرم‌افزار آماری (SPSS) بر اساس مقایسه تفاوت میانگین دو گروه با استفاده از آزمون t همبسته نشان داد که شاخص تنیدگی مادران به واسطه مداخله کاهش معنادار یافته است. بنابراین می‌توان گفت که آموزش شیوه‌های فرزندپروری باعث کاهش معنادار تنیدگی مادران شده است

مقاله پژوهشی

بررسی اثربخشی گروه درمانی چند خانواده‏ای بر حل تعارضات والدین - فرزندان و کاهش پرخاشگری نوجوانان دختر 14-15 ساله شهر مشهد

صفحه 18-42

زهرا ودادیان، بهرام علی قنبری هاشم آبادی، علی مشهدی

چکیده پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی گروه درمانی چند خانواده‏ای بر حل تعارض والدین و نوجوانان و کاهش پرخاشگری فرزندان انجام شد. روش تحقیق از نوع شبه آزمایشی با پیش آزمون، پس‏آزمون با گروه گواه و اندازه‏گیری مکرر بود. نمونه پژوهش، شامل 25 نوجوان دختر 14- 15 ساله به همراه والدینشان بودند که بصورت داوطلب از میان دیگر نوجوانان مراجعه کننده به کلینیک‏های روان‏شناختی نواحی 4 و 6 آموزش و پرورش انتخاب شدند. در این پژوهش به منظور جمع‏آوری داده‏های اولیه از مصاحبه بالینی، جهت سنجش میزان تعارضات از مقیاس رتبه بندی والد کودک (PCRS[1]) و برای ارزیابی میزان پرخاشگری نوجوانان، از پرسشنامه پرخاشگری باس و پری ([2]AQ) استفاده شد. از تحلیل واریانس با اندازه‏گیری مکرر و آزمون تعقیبی LSD، برای مقایسه میانگین‏ها استفاده شد. نتایج حاکی از اثربخشی گروه درمانی با چند خانواده بر حل تعارضات میان والدین و نوجوانان بود (05/0>P). نتایج نشان دادند که گروه درمانی با چند خانواده در مقایسه با دو گروه کنترل دیگر، عاطفه مثبت و گفت و شنود میان نوجوانان و والدینشان را به صورت معناداری افزایش داده است (05/0> P). با اینحال، فرض تأثیر گروه درمانی درکاهش پرخاشگری نوجوانان از لحاظ آماری (05/0 > P) مورد تأیید واقع نشد.
[1]. Parent Child Relationship Srvey [2]. Aggression Questionnaire

مقاله پژوهشی

مقایسه اثربخشی دو روش آموزش والدین با رویکرد آدلر- درایکورس و بارکلی بر بهبود مؤلفه‏های محیط خانواده در خانواده‏های دارای فرزندان با اختلال سلوک

صفحه 42-70

مریم اسماعیلی نسب، حمید علیزاده، حسن احدی، علی دلاور، حسین اسکندری

چکیده پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی دو روش آموزش والدین استپ (با رویکرد آدلر-درایکورس) و بارکلی (با رویکرد رفتاری) بر بهبود مؤلفه‏های محیط خانواده، خانواده‏های دارای کودکان با اختلال سلوک است. روش: در این پژوهش نیمه آزمایشی، از میان 5 مدرسه پسرانه منطقه 7 تهران، والدین 30 کودک دبستانی که براساس پرسشنامه علائم مرضی کودکان (CSI-4) واجد ملاک‏های تشخیصی اختلال سلوک بودند، انتخاب و والدین آنها به طور مساوی و تصادفی در سه گروه قرار گرفتند و در نهایت با افت آزمودنی،  نتایج 13 نفر والدین در گروه رفتاری، 11 نفر در گروه آدلر- درایکورس و 11 نفر در گروه گواه مورد بررسی قرارگرفتند. به منظور سنجش محیط خانواده از پرسشنامه محیط خانواده موس و موس (1993) استفاده شد و برای تحلیل داده‏ها، از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته­ها: براساس نتایج به دست آمده، در گروه آدلر- درایکورس کاهش معناداری در عامل تعارض و کنترل و افزایش معناداری در عامل جهت‏گیری فرهنگی و تأکید اخلاقی مذهبی نسبت به گروه گواه مشاهده شد. با این حال، در گروه رفتاری تنها در عامل تعارض نسبت به گروه گواه تفاوت دیده شد. نتیجه‏گیری: با توجه به نقش محیط خانواده در شکل‏گیری اختلال سلوک در کودکان، اثربخشی بیشتر روش آدلری بیانگر اهمیت این روش در اتخاذ راهبردهای درمانی مناسب برای اختلال سلوک است. با این حال انجام پژوهش‏های بیشتر در این زمینه با در نظر گرفتن نقش متغیرهای مؤثر ضروری به نظر می‏رسد.

مقاله پژوهشی

اثربخشی آموزش مهارت‏های ارتباطی بر سلامت روان دانشجویان سال اول علوم بهزیستی دانشگاه کرمان

صفحه 70-90

پرستو مصطفی نژاد، فریبرز درتاج

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان اثربخشی آموزش مهارت‏های ارتباطی بر سلامت روان دانشجویان سال اول دانشگاه علوم بهزیستی کرمان انجام گرفت. روش پژوهش از نوع آزمایشی به صورت پیش آزمون و پس آزمون می‏باشد. جامعه آماری، دانشجویان سال اول علوم بهزیستی به تعداد 180 نفر که از این تعداد 30 نفر با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری (آزمودنی) انتخاب گردیدند. آزمودنی‏ها پس از گماردن تصادفی به دو گروه (آزمایش و کنترل) تقسیم شدند و پرسشنامه سلامت روان (گلدبرگ و هیلر) در دو مرحله پیش‏آزمون و پس‏آزمون بر روی آنها اجرا شد. نتایج تحلیل آماری آزمون T نشان دهنده آن است که سلامت روان افراد، اختلال در کارکرد جسمانی و کارکرد اجتماعی بین میانگین نمرات دانشجویان گروه آزمایش و گروه کنترل در پس‏آزمون تفاوت معنی‏داری وجود دارد و همچنین بین میانگین نمرات اختلال در خواب و اضطراب و افسردگی دانشجویان گروه آزمایش و کنترل در پس‏آزمون تفاوت معنی‏داری وجود ندارد به عبارتی آموزش مهارت‏های ارتباطی بر اختلال در خواب و اضطراب و افسردگی دانشجویان تأثیر معنی‏داری نداشته است. به طور کلی نتایج تحلیل آماری بیانگر آن است که سلامت روان افراد بعد از آموزش مهارت ارتباطی افزایش یافته است (03/0 P<).

مقاله پژوهشی

بررسی ساختار و مفهوم دلتنگی عاشقانه در زوج‏ها

صفحه 90-110

تارا منصوری، خدیجه آرین، محمدرضا فلسفی‏نژاد

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی ساختار و مفهوم دلتنگی عاشقانه با استفاده از روش «تحلیل اولیه» در زوج‏های ایرانی انجام شده است. ابتدا نمونه‏ای از جوانان(18 تا 33 سال) خصیصه‏های مربوط به احساس دلتنگی عاشقانه را آزادانه فهرست کردند (مرحله اول). سپس نمونة دیگری از جوانان (18 تا 33 سال) خصیصه‏های فهرست شده در مرحله اول را از نظر مرکزیت نمره‏دهی کردند (مرحله دوم). با استفاده از بیست خصیصه برتر از نظر مرکزیت «الگوی اولیة» دلتنگی عاشقانه بدست آمد که برای پاسخگویی در اختیار دو گروه دیگر از زوج‏های «دور از یکدیگر» و «در کنار یکدیگر» (18 تا 33 سال) گذاشته شد (مرحله سوم). نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی بر روی داده‏های مرحله سوم پژوهش سه عامل را برای «الگوی اولیة» دلتنگی عاشقانه مشخص کرد که عبارتند از: اشتیاق به ارتباط و نزدیکی، تفکر و تصویرسازی ذهنی و احساس غم و جدایی. مقایسه دو گروه زوج‏های «دور» و «نزدیک» با آزمون آماری t مستقل نشان داد که این دو گروه در هر سه عامل و نمره کل دلتنگی عاشقانه، تفاوت معناداری دارند. با محاسبه ویژگی‏های روانسنجی مربوط به «الگوی اولیة» بدست آمده برای دلتنگی عاشقانه در این پژوهش، مقیاس بیست سؤالی «دلتنگی عاشقانه» برای سنجش میزان دلتنگی در دوران دوری از یار ارائه شد(20 سؤال، 921/0 =α، 65/102=M ،82/22 =SD).

مقاله پژوهشی

طراحی نسخه نرم‏افزاری آزمون دسته‏بندی کارت‏های ویسکانسین(WCST): مبانی نظری، نحوه ساخت و ویژگی‏های روانسنجی

صفحه 110-134

مهناز شاهقلیان، پرویز آزاد فلاح، علی فتحی آشتیانی، مجتبی خدادادی

چکیده کنش‏های اجرایی به عنوان فرایندهای سطح بالاتر که کار کنترل و نظارت بر عملکردهای سطح ابتدایی (عینی) را بر عهده دارند، توصیف می‏شوند. مطالعات تصویرسازی عصبی نشان می‏دهند که برخی مناطق کرتکس و به‏ویژه مناطق پیشانی و پیش پیشانی جایگاه این کنش‏ها هستند. از آن جا که این فرایندها در کسری از ثانیه رخ می‏دهند امکان سنجش دقیق آنها با استفاده از ابزارهای سنتی مداد-کاغذی ممکن نمی‏باشد. از سویی دیگر با معرفی کامپیوترها به عنوان ابزاری معتبر برای سنجش‏های روان‏شناحتی و عصب روان‏شناختی، ساخت نسخه‏های کامپیوتری آزمون‏ها توسعه یافته است. از آن جا که مطابق با پژوهش‏ها، آزمون طبقه‏بندی کارت‏های ویسکانسین یکی از حساسترین آزمون‏ها برای کنش‏های اجرایی مناطق پیشانی و پیش پیشانی است، در پژوهش حاضر، طراحی و ساخت نسخه کامپیوتری آزمون ویسکانسین براساس یک نسخه استاندارد مد نظر قرار گرفت. برای بررسی روایی افتراقی، از میان گروهی از دانشجویان و بر اساس نمرات به‏دست آمده از فرم تجدید نظر شده پرسشنامه شخصیتی آیزنک، دو گروه شامل افراد با اضطراب بالا و افراد با اضطراب پایین انتخاب شدند. نسخه کامپیوتری آزمون ویسکانسین در هر دو گروه اجرا شد. نتایج نشان داد میانگین برون‏دادهای این آزمون در دو گروه متفاوت است. همچنین ضریب آلفای کرنباخ و ضریب تنصیف به‏دست آمده برای نسخه کامپیوتری، اعتبار مطلوب آن را در آزمودنی‏های ایرانی نشان داد.

مقاله پژوهشی

تأثیر آموزش راهبردهای شاکرانه بر گسترش عواطف مثبت و شادکامی

صفحه 134-151

زینب لشنی، محمدرضا شعیری، محمدعلی اصغری مقدم، محمود گلزاری

چکیده شکرگزاری به عنوان سازه‏ای نوظهور در روان‏شناسی با متغیرهای مختلفی رابطه داشته است. هدف پژوهش حاضر، تعیین تأثیر آموزش راهبردهای شاکرانه بر گسترش عاطفه مثبت و شادکامی در جمعیت بهنجار است. جامعه آماری تحقیق حاضر در برگیرنده دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه‏های شاهد، علم و فرهنگ و ولیعصر بوده است، که از این میان 91 نفر به روش نمونه‏گیری خوشه‏ای انتخاب شدند و فرم رضایت‏نامه شرکت در پژوهش را تکمیل نمودند که به طور تصادفی در چهار گروه (راهبردهای شاکرانه امونس، سلیگمن، کلامی- عملی و کنترل) جایگزین گردیدند، و در نهایت پس از افت آزمودنی‏ها، 72 نفر تا پایان مداخلات و ارزیابی‏ها باقی ماندند. میانگین سنی آزمودنی‏ها برابر 21/20 (27/2=S) بوده‏است. ابزارهای مورد استفاده در این تحقیق پرسش‏نامه عواطف مثبت و منفی (PANAS) و شادکامی آکسفورد بوده‏اند. کااسکوئر به‏دست آمده ناشی از مقایسه گروه‏های شکرگزاری (امونس، سلیگمن، کلامی- عملی) و کنترل در متغیر عاطفه مثبت با توجه به مقادیر بحرانی معنادار می‏باشد. همچنین، کااسکوئر به‏دست آمده ناشی از مقایسه گروه‏های شکرگزاری (سلیگمن، کلامی- عملی) و کنترل در متغیر شادکامی با توجه به مقادیر بحرانی معنادار می‏باشد. بدین ترتیب، راهبردهای شاکرانه می‏تواند عواطف مثبت و شادکامی را در جمعیت بهنجار افزایش دهد.