دوره و شماره: دوره 15، شماره 55، تابستان 1403 
مقاله پژوهشی

مقایسه اثربخشی بسته درمانی اختلال نافرمانی مقابله‌ای مبتنی بر تجارب زیسته والدین و بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد- کودک بر کیفیت تعامل والد- کودک و علایم کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله‌ای

صفحه 1-15

https://doi.org/10.22054/jcps.2024.72341.2895

سمیه دشتبان زاده نوش آبادی، حمید طاهر نشاط‌دوست، ناهید اکرمی، حسینعلی مهرابی

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر تجارب زیسته والدین دارای فرزندان اختلال نافرمانی مقابله‌ای با بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد- کودک بر کیفیت تعامل والد- کودک و علایم کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله‌ای انجام شد.
روش‌شناسی پژوهش: جهت اجرای مداخلات درمانی و بررسی اثربخشی مداخلات، از طرح نیمه آزمایشی تک موردی از نوع طرح خط پایه چندگانه A-B-A با آزمودنی‌های متفاوت و سنجش پیوسته استفاده شد و آزمودنی‌ها به ترتیب در مراحل خط پایه، جلسات درمان و پیگیری مورد ارزیابی قرار گرفتند. جامعه آماری شامل والدین دارای فرزندان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله‌ای مراجعه کننده به مراکز خدمات روان‌شناختی ومشاوره شهر آران و بیدگل در سال 1399-1398 بود که از میان آن‌ها تعداد 8 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به روش تصادفی در دو گروه درمان مبتنی بر تجارب زیسته والدین و بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد- کودک گمارش شدند. هر دو گروه به‌صورت جداگانه و به‌صورت جلسات هفتگی انفرادی تحت مداخله قرار گرفتند.
یافته‌ها: نتایج ترسیم دیداری، درصد بهبودی و مقدار شاخص پایا نشان داد که هر دو درمان تغییرات و بهبودی معناداری از نظر آماری و بالینی در آماج‌های درمانی (علایم اختلال نافرمانی مقابله‌ای و تعاملات والد- فرزند) ایجاد کرده و تاثیرات درمانی در دوره پیگیری نیز ادامه داشته است(05/0>p). نتایج اعتبارآزمایی رقابتی نیز نشان داد که در علایم اختلال نافرمانی مقابله‌ای تفاوت معناداری بین اثربخشی دو مداخله وجود ندارد، اما در تعاملات والد فرزند اثربخشی بیشتر به نفع مداخله بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد- کودک بود(05/0>p).
بحث و نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش پیشنهاد می‌کند که درطراحی مداخلات روان‌شناختی برای کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله‌ای، به تجارب زیسته والدین و بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد- کودک بر کیفیت تعامل والد- کودک توجه شود.

مقاله پژوهشی

تأثیر روش ویم هاف بر اضطراب حالتی، صفتی و رقابتی ورزشکاران رشته تیراندازی

صفحه 16-29

https://doi.org/10.22054/jcps.2024.76345.2995

علی اسماعیلی، فاطمه قزل سفلو، علیرضا آقابابا، پویا صوفی زاده

چکیده استفاده از تکنیک‌های مختلف و عوامل روان‌شناختی نقش مهمی در دست‌یابی به سطح اضطراب بهتر در ورزشکاران دارد. هدف از انجام این پژوهش بررسی اثربخشی روش ویم هاف بر روی اضطراب ورزشکاران رشته تیراندازی است. این پژوهش با ماهیتی نیمه تجربی و کاربردی دارای دو مرحله پیش‌آزمون- پس‌آزمون و دو گروه کنترل و آزمایش بود. جامعه آماری این پژوهش، ورزشکاران حاضر در اردوهای تیم ملی تیراندازی تپانچه در سال 1401 در بازه سنی 18 تا 35 سال است. از پرسشنامه اضطراب صفتی، حالتی رقابتی اسپیلبرگر برای سنجش سطح اضطراب استفاده شد. و بر روی گروه آزمایش 16 جلسه پروتکل ویم هاف اجرا شد. سطح اضطراب بالاتر از میانگین قرار دارد (05/0<0). میزان تأثیر یا تفاوت روش ویم هاف بر سطح اضطراب در گروه آزمایش برابر با 890/0 است. به عبارتی 89 درصد تفاوت های فردی در نمرات اضطراب گروه آزمایش مربوط به تأثیر روش ویم هاف است. همچنین در اضطراب صفت و اضطراب رقابتی زنان میزان اضطراب بیشتری را تجربه می‌کنند (05/0<0). نتایج نشان داد ورزشکاران تیراندازی میزان اضطراب بالاتر از میانگین را تجربه می‌کنند. روش ویم هاف توانسته که میزان اضطراب رقابتی ورزشکاران تیراندازی را کاهش دهد. با توجه با نتایج این پژوهش روش ویم هاف به‌عنوان یک تمرین منظم جهت کاهش اضطراب توصیه می‌شود.

مقاله پژوهشی

اثربخشی آموزش شفقت به خود در تحمل ناکامی و کنترل عواطف نوجوانان بدسرپرست مرکز شبه‌خانواده بهزیستی تهران

صفحه 30-47

https://doi.org/10.22054/jcps.2024.78765.3026

زهرا عفت دوست ثانی، محمدرضا زربخش بحری، علیرضا همایونی

چکیده مقاله حاضر با هدف اثربخشی آموزش شفقت به خود در تحمل ناکامی و کنترل عواطف نوجوانان بدسرپرست مرکز شبه‌خانواده بهزیستی شهر تهران انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه ‌های مجزا است. جامعه آماری، کلیه نوجوانان 13-19ساله تحت سرپرستی بهزیستی تهران در سال1402بودند. جهت تعیین نمونه 40 نفر به صورت داوطلبانه انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. جهت سنجش تحمل ناکامی از پرسشنامه هارینگتون(2005) و جهت سنجش کنترل عواطف از پرسشنامه کنترل عواطف ویلیامز و همکاران(1997) استفاده شد. قبل از اجرای مداخله از هر دو گروه پیش‌آزمون تحمل ناکامی و کنترل عواطف به عمل آمد. گروه آزمایش آموزش شفقت به خود را از طریق پروتکل آموزشی در 8 جلسه دریافت کرد و گروه گواه هیچگونه مداخله آموزشی دریافت نکرد. پس از اجرای مداخله در مرحله پس‌آزمون، هر دو گروه مجددا ابزارهای مرحله پیش‌آزمون را پاسخ دادند و 45 روز بعد مجددا در بین هر دو گروه ابزارها اجرا شد. داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس آمیخته تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد: آموزش شفقت به خود در افزایش تحمل ناکامی و همچنین کنترل عواطف اثربخش بوده و بعد از 45 روز تحمل ناکامی نوجوانان همچنان پایدار بوده است(05/0>p). باتوجه به اثربخشی آموزش شفقت به خود در افزایش تحمل ناکامی و کنترل عواطف نوجوانان؛ پیشنهاد می-شود در مراکز حمایتی نظیر شبه‌خانواده بهزیستی به بهره‌گیری از این روش‌ برای بهبود وضعیت عاطفی و تحمل ناکامی نوجوانان بهره گرفته‌شود.

مقاله پژوهشی

اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیک بر تحمل پریشانی، باورهای غیرمنطقی، نشخوار خشم در مبتلایان وسواس فکری عملی

صفحه 48-62

https://doi.org/10.22054/jcps.2025.79751.3049

مهدیه رحمانیان، عزت الله کردمیرزا نیکوزاده، امیر عبدالحسینی، مژگان آگاه هریس، ندا شهامت

چکیده هدف: هدف اصلی این پژوهش بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک بر تحمل پریشانی، باورهای غیرمنطقی و نشخوار خشم در مبتلایان وسواس فکری علمی بود.
روش‌شناسی پژوهش: در این مطالعه ی نیمه آزمایشی جامعه ی آماری شامل تمامی بیماران مبتلا به وسواس فکری- عملی شهر تهران مراجعه کننده به مراکز روانشناسی و مشاوره  در سال 1401 میشد. از میان افرادی که شرایط ورود به مطالعه داشتند تعداد 30 نفر به روش در دسترس جهت شرکت در پژوهش انتخاب شدند. این افراد به طور تصادفی در دو گروه 15 نفری قرار گرفتند. کسانی که در گروه مداخله جایگزین شدند در 10 جلسه 2 ساعته تحت مداخله رفتاردرمانی دیالکتیک قرار گرفتند. در این مطالعه پرسشنامه‌های تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005)، باورهای غیرمنطقی جونز و نشخوار خشم ساکودولسکی و همکاران (2001) و وسواس فکری عملی پادوآ(1988) استفاده شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس با اندازه‌های مکرر و در نرم‌افزار SPSS، تجزیه تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که دو گروه مداخله وکنترل در تحمل پریشانی، باورهای غیرمنطقی و نشخوار خشم پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری با یکدیگر تفاوت معنی‌داری دارند.
بحث و نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت که رفتاردرمانی دیالکتیک در بهبود تحمل پریشانی، باورهای غیرمنطقی و نشخوار خشم در مبتلایان وسواس فکری علمی اثربخش است.بنابراین رفتاردرمانی دیالکتیک برای بهبود بیماران مبتلا به وسوسا فکری عملی میتواند مورد استفاده قرار بگیرد.

مقاله پژوهشی

تدوین مدل افکار خودکشی بر اساس تروماهای کودکی و مشکلات رفتاری با نقش میانجگیری وقایع استرس آور زندگی نوجوانان دختر شهر خرم آباد

صفحه 63-82

https://doi.org/10.22054/jcps.2025.80207.3059

زهرا علی پناهیان، فاطمه رضایی، کورش امرایی

چکیده هدف: تروماهای دوران کودکی ومشکلات رفتاری می‌توانند تأثیر عمیقی بر ویژگی‌های روان‌شناختی و سلامت روانی افراد در طول زندگی بگذارد. تروماهای کودکی و مشکلات رفتاری حاصله از آن به همراهی وقایع استرس آور زندگی می‌توانند دربروزشکل گیری افکار خودکشی در نوجوانی و جوانی مؤثر باشند. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل پیش بینی افکار خودکشی بر اساس تروماهای کودکی و مشکلات رفتاری با میانجگیری وقایع استرس آور زندگی در نوجوانان دختر شهر خرم آباد انجام گرفت.
روش‌شناسی پژوهش: پژوهش حاضر همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل 800 نفر از نوجوانان دختر با گروه سنی 14 تا 18 سال شهر خرم آباد بودند که بصورت نمونه گیری خوشه ایی چند مرحله‌ای انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری شامل، پرسشنامه ترومای کودکی (CTQ)، مقیاس خودسنجی نوجوان (YSR)، مقیاس سنجش ایده پردازی افکار خودکشی (BSSI)، مقیاس میزان استرس تحصیلی (زاجاکووا)، مقیاس تبعیض جنسیتی (کلونوف و لندرین) و مقیاس میزان گرایش به مواد مخدر (موسوی و همکاران) بود. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل معادلات ساختاری به وسیله نرم افزار SPSS-19 و Amos-19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی به خوبی برازش شده است (RMSEA=0/08 P < 0/001). در این مدل تروماهای دوران کودکی با میانجی گری مشکلات رفتاری اثر غیر مستقیم و معناداری بر افکار خودکشی داشتند (P < 0/05، (β = 0/59 همچنین تروماهای کودکی با میانجگیری وقایع استرس آور بر افکار خودکشی (0/22= β)، مشکلات رفتاری با میانجی گری وقایع استرس آور بر افکار خودکشی (β=0/54)، وقایع استرس آور زندگی (β=  0/48)، و مشکلات رفتاری (β=0/46) نیزاثر مستقیم و معناداری بر افکار خودکشی داشتند (p < 0/05).
بحث و نتیجه‌گیری: افکار خودکشی می‌تواند تحت تأثیر تروماهای اولیه کودکی و مشکلات رفتاری حاصله از این تروماها با نقش میانجی گری وقایع استرس آور زندگی قراربگیرد. یافته‌های این مطالعه می‌تواند به مسولین درشناسایی عوامل و فاکتورهای خطر خودکشی کمک کرده و متخصصان سلامت نیزدر جهت تدوین برنامه پیشگیری از خودکشی برای دانش آموزان می‌توانند از این پژوهش استفاده نمایند.

مقاله پژوهشی

اثربخشی برنامه بخشایشگری بر رفتارهای دلجویی، پیوند با مدرسه و بهزیستی تحصیلی دختران قربانی قلدری

صفحه 83-102

https://doi.org/10.22054/jcps.2025.82340.3148

شهروز نعمتی، رقیه جامعی، محمد جعفری

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه‌ی بخشایشگری بر رفتارهای دلجویی، پیوند با مدرسه و بهزیستی تحصیلی دختران قربانی قلدری انجام گرفت.
روش‌شناسی پژوهش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با پیش‌آزمون و پس‌آزمون و دارای گروه کنترل با پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش‌آموزان دختر شهر تبریز که در پایه‌های هشتم، نهم و دهم و در سال 1402 مشغول به تحصیل بودند، تشکیل می‌داد. 60 نفر از بین این دانش‌آموزان با روش نمونه‌گیری هدفمند وارد این پژوهش شدند. نمونه‌ها به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش برنامه بخشایشگری (30 نفر) و گروه گواه (30 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش در معرض 15 جلسه برنامه بخشایشگری قرار گرفت. ابزارهای پژوهش مقیاس‌ رفتارهای دلجویی رنجاناتان و تودروف (2010)، پیوند با مدرسه براون و ایوانز (2002)، مقیاس بهزیستی تحصیلی پیترینن، سوینی و پیالتو (2014) و مقیاس قربانی قلدری کالیفرنیای فلیکس و همکاران (2011) بود. داده‌های پژوهش با استفاده از روش تحلیل واریانس چند متغیره آمیخته تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد برنامه بخشایشگری بر رفتارهای دلجویی، پیوند با مدرسه و بهزیستی تحصیلی اثرگذار است (05/0>p) و این اثر در مرحله پیگیری نیز حفظ گردید.
بحث و نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، با توجه به سودمندی برنامه بخشایشگری، می‌توان از این برنامه به جهت ارتقای رفتارهای دلجویی، پیوند با مدرسه و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان دختر قربانی قلدری استفاده نمود.