کاربرد آگاهی مغزی مبتنی بر طب مکمل در ارتقاء توانمندیهای شناختی کودکان: شواهدی از یک پژوهش نیمهآزمایشی
صفحه 1-25
https://doi.org/10.22054/jcps.2026.89375.3298
فاطمه سادات گرامی، اسماعیل سعدی پور، صغرا ابراهیمی قوام، مژگان تنساز، فریبرز درتاج
چکیده زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش آگاهی مغزی مبتنی بر طب مکمل بر بهبود کارکردهای اجرایی کودکان دبستانی انجام شد. روش پژوهش: طرح پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با گروه کنترل و پیشآزمون–پسآزمون بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان 9 تا 12 ساله یکی از مدارس ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بود که با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. نمونه پژوهش شامل 60 دانشآموز بود که بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش (30 نفر) و کنترل (30 نفر) گماشته شدند. گروه آزمایش طی هشت هفته در قالب 15 جلسه آموزش آگاهی مغزی ساختارمند شرکت کرد. محتوای مداخله شامل چهار بخش اصلی تمرکز، تقویت حواس، نگرش آگاهانه و رفتار آگاهانه بود. ابزار پژوهش پرسشنامه کارکردهای اجرایی بریف والدین و آزمونهای عملکردی کارکردهای اجرایی بود که توسط والدین در دو مرحله پیش و پس از مداخله تکمیل شد. دادهها با استفاده از آزمون t همبسته، تحلیل کوواریانس و محاسبه اندازه اثر تحلیل گردید. یافتهها: نتایج نشان داد آموزش آگاهی مغزی موجب بهبود معنادار شاخصهای تنظیم شناختی، تنظیم هیجان و تنظیم رفتار در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد (p<0.01). اندازه اثر بهویژه در شاخص تنظیم شناختی چشمگیر بود. نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این پژوهش، آموزش آگاهی مغزی میتواند رویکردی مؤثر، کمهزینه و قابل اجرا در محیطهای آموزشی باشد و به ارتقای کارکردهای اجرایی و توانمندسازی کودکان دبستانی کمک کند.
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر شرم از بدن، حساسیت بینفردی و توجه انتخابی در دختران دارای اختلال بدشکلانگاری بدنی
صفحه 26-40
https://doi.org/10.22054/jcps.2026.87451.3256
فائزه پسند، فرناز فرشباف مانی صفت
چکیده اختلال بدشکلانگاری بدنی شامل اشتغال فکری شدید به نقصهای خیالی یا جزئی در ظاهر است. این پژوهش باهدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر کاهش شرم از بدن، حساسیت بینفردی و بهبود توجه انتخابی در دختران مبتلا به این اختلال انجام شد. پژوهش حاضر از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون - پسآزمون و گروه کنترل بود. از میان ۴۰۰ دانشآموز دختر غربالگری شده با پرسشنامه فراشناخت اختلال بدشکلانگاری (BDMCQ)، ۳۰ نفر مبتلا به اختلال (با میانگین سنی ۱۶-۱۷ سال) بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش، ۸ جلسه ۶۰ دقیقهای مداخله ACT دریافت کردند، درحالیکه گروه کنترل مداخلهای دریافت نکردند. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS تحلیل شدند. یافتهها نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به طور معناداری موجب کاهش شرم از بدن (۵۵۲/۰=۲η، ۰۰۱/۰P>، ۵۴۹/۳۴F=)، حساسیت بینفردی (۵۳۱/۰=۲η، ۰۰۱/> ۰P، ۷۰۵/۳۱F=) و بهبود توجه انتخابی (۵۴۳/۰=۲η، ۰۰۱/۰P>، ۲۲۹/۳۳F=) در گروه آزمایش شد. نتایج نشان میدهند که ACT مداخلهای مؤثر برای کاهش علائم مرتبط با اختلال بدشکلانگاری در نوجوانان است.
اثربخشی درمان تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمهای (tDCS) بر مؤلفه های روانشناختی و شناختی دانشجویان مبتلا به اعتیاد به اینترنت: احساس تنهایی، ناگویی هیجانی و بازداری شناختی
صفحه 41-54
https://doi.org/10.22054/jcps.2026.87702.3266
حمیده ایران نژاد پاریزی، سید محمد حسین موسوی نسب، سمیه پوراحسان
چکیده زمینه و هدف: در سالهای اخیر، شیوع بالای اعتیاد به اینترنت میان دانشجویان و پیامدهای روانشناختی و شناختی آن از جمله احساس تنهایی، ناگویی هیجانی و ضعف در بازداری شناختی، توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است؛ از اینرو پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمهای (tDCS) بر مؤلفههای روانشناختی و شناختی دانشجویان مبتلا به اعتیاد به اینترنت انجام گرفت. روششناسی پژوهش: طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیشآزمون – پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعة آماری شامل تمامی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان که درسال 1402-1401 از اعتیاد به اینترنت رنج میبردند. تعداد 30 نفر از شرکتکنندگان به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. پس از ارزیابیهای اولیه، درمان تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمهای به مدت 10 جلسة 20 دقیقهای در طی 3 هفته متوالی با پروتکل تعیین شده الکترود آند برای تحریک ناحیه F3 و الکترود کاتد برای بازداری ناحیه F4 انجام شد. تحلیل دادههای پژوهش با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-26 و روش آماری تحلیل آنکوا صورت گرفت. یافتهها: نتایج نشان داد بین نمرات گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای احساس تنهایی، ناگویی هیجانی و اعتیاد به اینترنت تفاوت معناداری وجود دارد، اما بین نمرات گروه آزمایش و کنترل در متغیر بازداری شناختی تفاوت معناداری وجود ندارد. به عبارت دیگر میتوان گفت درمان (tDCS) بر کاهش احساس تنهایی، ناگویی هیجانی و اعتیاد به اینترنت دانشجویان مبتلا به اعتیاد به اینترنت اثرگذار است. نتیجهگیری: تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمهای (tDCS) میتواند بهعنوان یک روش غیرتهاجمی و مؤثر برای کاهش علائم روانشناختی مرتبط با اعتیاد به اینترنت (احساس تنهایی و ناگویی هیجانی) مورد استفاده قرار گیرد.
اثربخشی مداخله زودهنگام خانواده محور بر نگرش مادران، پیامدهای والدگری و بهزیستی روانشناختی کودکان در معرض خطر ناتوانیهای یادگیری-تحولی
صفحه 55-68
https://doi.org/10.22054/jcps.2026.82293.3145
بهار رشیدی، سالار فرامرزی، احمد عابدی، یوآخیم شرودر
چکیده ارتقاء تواناییهای شناختی و تنظیم هیجانی کودکان سنین پیش از دبستان در معرضخطر ابتلا به اختلالهای عصبروانشناختی تحولی، با تقویت شیوههای والدگری امکانپذیر است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله زودهنگام خانوادهمحور بر تغییر نگرش مادران، پیامدهای والدگری و بهزیستی روانشناختی کودکان در معرضخطر ناتوانیهای یادگیریتحولی انجام شد. این مطالعه از لحاظ هدف، کاربردی و از جنبه گردآوری اطلاعات، نیمهآزمایشی (پیشآزمون، پسآزمون، گروه کنترل) بود. جامعهآماری شامل کلیه مادرانی بود که کودکان آنان به دلیل مشکلات شناختی و رفتاری-هیجانی به مراکز مشاوره شهر اصفهان ارجاع و تشخیص در معرضخطر مشکلات یادگیری دریافت کردهاند. بر اساس روش نمونهگیری در دسترس و ملاکهای ورودی، 32 نفر از مادران به مطالعه وارد شدند. ابزارهای تحقیق شامل: پرسشنامههای ارزیابی برنامه مداخلهای مبتنی بر قلبپرورشیافته مکگریلز و همکاران (2022)؛ بهزیستیروانشناختی کودک دهقانی (1392) و مشکلاترفتاری کودکان پیشدبستانی شهیم و یوسفی (1378) بود. مادران گروه آزمایش 8 جلسه مداخله مبتنی بر رویکرد قلب پرورشیافته را دریافت کردند و دادهها با آزمون تحلیل کوواریانس مانکوا در نرمافزارSPSS-24 تحلیل شد. یافتهها نشان داد بین میانگین نمرات گروههای مورد مقایسه تفاوت معناداری وجود دارد و تغییرات در متغیر بهزیستی روانشناختی کودکان (52%)؛ متغیر تغییر نگرش والدین در مولفههای عامل کلی (27%)؛ بازداری (19%) و پاداش (14%) متأثر از مداخله خانواده محور بوده است. مقادیرF در سطح 05/0P< نیز معنادار است. نتایج نشان میدهد موثرترین خدمات، مداخلههایی هستند که بر نقش خانواده در درمان تاکید دارند و با انجام اقدامات موثر برای کودکان در معرضخطر، به پیشگیری از گسترش اختلالها، کاهش پیامدهای منفی والدگری و بهزیستی روانشناختی کودکان میپردازند.
بررسی تطبیقی تجربه زیسته مراجعان از رواندرمانی حضوری، مجازی، و ترکیبی: مطالعهای پدیدارشناسانه.
صفحه 69-88
https://doi.org/10.22054/jcps.2026.91162.3319
موسی چوپانی، ابراهیم نعیمی، اکبر ابراهیمی اورنگ، حسین واحدی
چکیده هدف: با گسترش فناوریهای ارتباطی، ارائه خدمات رواندرمانی در بسترهای حضوری، مجازی و ترکیبی افزایش یافته و هر یک میتواند تجربه متفاوتی برای مراجعان ایجاد کند. هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی تجربه زیسته مراجعان از رواندرمانی در این سه بستر با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی بود.
روش پژوهش: پژوهش حاضر با روش پدیدارشناسی توصیفی و در سال ۱۴۰۴ در شهر تبریز انجام شد. نمونه پژوهش شامل ۳۵ نفر از مراجعان رواندرمانی بود که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و در سه گروه حضوری (۱۱ نفر)، مجازی (۹ نفر) و ترکیبی (۱۵ نفر) قرار گرفتند. مشارکتکنندگان پیش از ورود به پژوهش، خدمات رواندرمانی را در یکی از این سه بستر از متخصصان حوزه مشاوره و روانشناسی با حداقل مدرک دکتری دریافت کرده بودند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و با استفاده از روش تحلیل کلایزی (1978) تحلیل شدند.
یافتهها: تحلیل دادهها به استخراج شش مضمون: کیفیت رابطه درمانی، تجربه هیجانی مراجع، عوامل عملی و محیطی، ادراک اثربخشی فرآیند رواندرمانی، ادراک نقش مشاور و فرآیند درمان و ادراک مراجع از خود و تغییرات شخصی انجامید. روان درمانی حضوری با شکلگیری رابطهای عمیقتر و احساس حضور و همدلی بیشتر همراه بود. روان درمانی مجازی سهولت دسترسی و احساس آزادی بیشتر در بیان را فراهم میکرد، اما با محدودیتهای فنی و کاهش نشانههای غیرکلامی مواجه بود. رواندرمانی ترکیبی تجربهای انعطافپذیرتر و متوازنتر ایجاد کرد و به تداوم و پایداری فرآیند روان درمانی کمک نمود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که هر بستر روان درمانی دارای ظرفیتها و محدودیتهای خاص خود است، اما رواندرمانی ترکیبی میتواند بهعنوان رویکردی کارآمد در پاسخ به نیازهای متنوع مراجعان و ارتقای اثربخشی خدمات درمانی مورد توجه قرار گیرد.
اثربخشی رواندرمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP) بر اضطراب و توهمات بیماران اسکیزوفرنی شهر آبادان
صفحه 89-101
https://doi.org/10.22054/jcps.2026.88908.3290
عبدالامیر گاطع زاده، امین آگاهی
چکیده زمینه و هدف: اسکیزوفرنی یک بیماری روانی است که با رفتار و گفتار غیرعادی و کاهش توانایی درک واقعیت نمایان میگردد. به همین دلیل هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی رواندرمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP) بر اضطراب و توهمات بیماران اسکیزوفرنی مرکز نگهداری بیماریهای مزمن اعصاب و روان در شهر آبادان بود.
روش: روش تحقیق از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران اسکیزوفرنی در شهر آبادان در فصل زمستان 1403 بودند. بدین منظور از بین بیماران تحت درمان دارویی افرادی که یک انحراف معیار از بقیه بیماران در اضطراب و توهمات بالاتر بودند تعداد 30 نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار داده شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامۀ اضطراب بک (1998) و توهمات لانی_سلید (2004) استفاده شد. رواندرمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP) طی 15 جلسه 60 دقیقهای برای گروه آزمایشی اجرا شد و بر روی گروه کنترل، درمانی اجرا نشد. برای تحلیل دادهها از روش تحلیل کواریانس چندمتغیری (مانوا) و تحلیل کواریانس تک متغیری (آنوا) استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد رواندرمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP) بر کاهش اضطراب و توهمات بیماران اسکیزوفرنی اثربخش است (p<0.01).
نتیجهگیری: از این رو میتوان نتیجه گرفت که رواندرمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP) در مراکز درمانی و بر روی بیماران اسکیزوفرنی مورد استفاده قرار گیرد.
